اولین جدایی مادر و فرزند
جدایی چقدر سخته چه یک شب چه هزار شب...............
دلم میخواد نازت کنم بوست کنم تو بغلت اروم شم
گل من تنهام کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بخواب عزیزکم
الان ٤:٣٠ دقیقه صبحه و من منتظر زنگ مامانم نشستم که بگه اراد منو میخواد
بعدا نوشت : اون شب اراد با وفا نه تنها برام گریه نکرده بلکه فرداشم رفتم بیارمش با من دعوا میکنه من امشبم با حاج مامان و بابام میخوابم.
نگران من نباش مامان ....!!!!!!!
جای بسی شگفتیست ارادی که نمیذاشت تا اشپزخونه تنها برم و همیشه باهام بود حالا جدا از من میخوابه
خدایا شکرت
ولی چ شب سختی رو گذروندم
دوست دارم عزیزم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین جدایی مادر و فرزند
